اصول حاکم بر کنش و بر هم کنش های طبیعی(2)
اصل دوم
کشش به سوی انرژی یا جرم پایین تر غالبا توام –برخی اوقات در رقابت با – تمایل جهانی دیگر است. که آن را اصل دوم ترمودینامیک گویند.
کلیه سیستم های جهانی و طبیعی تمایل به بی نظمی یا هرج و مرج دارند.
معیار این بی نظمی تغییرات ( آنتروپی) درجه بی نظمی گویند و با (دلتا S) نمایش می دهند.
مثال :
دانش آموزان در کلاس درس منظم و مرتب بر روی صندلی های خود نشسته اند و به سخنان معلم گوش فرا می دهند . در این کلاس درجه بی نظمی یا انتروپی آن صفر است.
به مجرد آنکه زنگ پایان کلاس زده می شود ، دانش آموزان همه با هم به سوی در خروجی می دوند و هرج و مرج ایجاد می شود. تغییرات آنتروپی کلاس افزایش پیدا می کند.
مثال2:
حتما شنیده اید گرما از جسم گرم به جسم سردمنتقل میشود.
مانند : ذوب شدن یخ در محیط گرم
ملکولهای آب در حالت یخ یا مایع ، پایدارتر از بخار آب می باشند. ولی به علت کشش و تمایل به سوی هرج ومرج ، بر اصل اول ترمودینامیک غالب آمده و با جذب حرارت از محیط یخ به آب و آب به بخار آب تبدیل می شود.
آب نیز به نوبه ی خود تبخیر می شود و ملکولها در هرج و مرج کامل در فضا پراکنده می شوند.
در مورد ستارگان و کهکشانها نیز چنین گرایشی به سوی هرج ومرج وجود دارد . کهکشانها از هم دور می شوند و جهان گسترش می یابد . اصابت نور خورشید و ستارگان به ماده در زمین و یا بدن ما ، به تابش نورهایی در محدوده مادون قرمز با انرژی کمتر ولی با تعداد بیشتر منجر می شود و این عمل بی نظمی جهان را بیشتر می کند.
در جهان معیار بی نظمی با مقدار نور معلوم میشود.
زمانی می رسد که خورشید دیگر سوختی ،(هیدروژن و هلیم) ندارد. به ناچار منفجر شده و خود و منظومه شمسی را در فضا پراکنده می سازد و بی نظمی جهان بیشتر می گردد . با این وجود این گرایش به بی نظمی در رقابت با نیروی جاذبه عمومی است.
نیروی گرانش مجدداً بر تمایل به هرج و مرج غلیه کرده و از بقایای خورشید و سیارات آن ستاره ی جدیدی (یعنی خورشید دیگری) می سازد و باز تولید نور سبب افزایش بی نظمی می شود.
من سرکار خانم فرشیما هستم این وبلاگ را به پدرم تقدیم میکنم که هم چون خورشید در اسمان قلب من میدرخشد و من تنها سیاره ی هستم که نور او را منعکس میکند.