ستاره ی من.....
رفتنت دلم که هیچ ، کمرم می شکند
نور دیدگان نگو ، قمـــــــرم می شکند
من و از سبو جدا،تشنگی ملال نیست
تشنگی روی تــو ، به بــرم می شکند
زدم به قلب خویـش آیه ی امن یجیــب
زردی روی گـلـت ، به سـرم می شکند
تـو کـه از همـه سری ، آیـه جدا مخوان
می بـرم قلـب تـو را ، نـبــرم می شـکند
گر تو راضی میشوی،زین جدایی بشکنم
قلب من از سنگ نیست،بَشَرَم!می شکند
+ نوشته شده در دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 14:38 توسط فرشیما
|
من سرکار خانم فرشیما هستم این وبلاگ را به پدرم تقدیم میکنم که هم چون خورشید در اسمان قلب من میدرخشد و من تنها سیاره ی هستم که نور او را منعکس میکند.