دریای کویر (:(با قلم شخص شخیص خودم):)
دریایی ژرف که زیستگاه نه ماهی ها و نه نهنگها بلکه پرندگان و مرغان وحشیست.
دریایی که ابرهای روسیاه نفت آن و ابر های روسفید موجی از آن را می سازند، و زمین در این دریای پهناور پاره سنگی بیش نیست.دریایی که در آن مشتری قایق ،منظومه شمسی یکی از هزاران ساحل کوچک اوست.
بحری که بهر نگریستن به آن نه به فرش بلکه به عرش باید نگری و برای غوطه ورشدن در آن نباید فرود آیی بلکه باید اوج بگیری و پرواز کنی.
دریایی که ماسه های نرمش را شهاب سنگها ، کشتی غرق شده اش را مریخ ، عروس آن را زحل ، گنج پنهان آنرا خورشید ، کشتی هایش را فضا پیما ها ، آشغالهایش را ماهواره ها ، زیر دریایی اش را سفینه و
انتهایش را خدا تشکیل می دهد.
آیا براستی دریای کویر زیباتر از دریا نیست؟
((قلمی از خودم بود اگر نویسنده هستید ببخشید و اگر منتقد منتظر نقد شما هستم و اگر رهگذر عشق ببخشید بد بود.))
من سرکار خانم فرشیما هستم این وبلاگ را به پدرم تقدیم میکنم که هم چون خورشید در اسمان قلب من میدرخشد و من تنها سیاره ی هستم که نور او را منعکس میکند.