به نام حق مطلق که آغاز و پایان ندارد.
حلول ماه شعبان مبارک
امشب دلم ز غصه سر افکنده می شود
در جمع منتظرانش بازنده می شود
امشب عقده ی یک عمر به فریاد می رسد
انسان خاکی-سرپا شنوده می شود
امشب مردگان را خبری در راه نیست
زیرا ز فریادها مرده زنده می شود
امشب خنده ی محفل ها خاموش می شود
با شرح قصه غصه من گریه می شود
امشب امید دلها ناامید می شود
امشب شعار های انتظار رانده می شود
امشب جسم سیاه خاکی ز غصه می ترکد
روحم ز فشار غم ها کند می شود
امشب چاه سر درگمی من پر می شود
امشب سکون قلبم رونده می شود
نور سفید قرن های من کجاست؟!
که امشب مرغ روحم پرنده می شود
خسته شدم ز نا امیدی آتش گرفتم
مجموعه لغات نا امیدی- برنده می شود
نزدیک دلم شیطان خانه کرده است
حر خوش چهره ی من بنده می شود
فلج شدم ز شکستگی استخون صبر
کی پای لنگ انتظارم دونده می شود؟
آمد ندا که ای خاکی شاکی - تو خود بگو؟!
کی قلب تو ز عشق آکنده می شود؟!
+ نوشته شده در بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 0:42 توسط فرشیما
|

من سرکار خانم فرشیما هستم این وبلاگ را به پدرم تقدیم میکنم که هم چون خورشید در اسمان قلب من میدرخشد و من تنها سیاره ی هستم که نور او را منعکس میکند.