عید قربان
عقل را دریایی از عرفان کنیـد
بــــا ورود عیــد قربــان و غدیــــر
نفس را زندانی و قربانی کنید
یک دنیا دل گرفتگی...
گاه گاهی برای ما آدم ها نه بهتره بگم انسان ها لازم است که
از اطرافیان خود ناراحت شویم لازم است که دلمان بگیرد
لازم است که غرورمان پای مال شود لازم است که قلبمان
شکسته شود لازم است که در میدان غم محاصره شویم که از
هرطرف بخواهیم برویم با ان یک احوال پرسی بکنیم نه بهتر
است که او از ما حالمان را بپرسد که کجا بودی میخواهی کجا
بروی الان کجایی بعضی از ما دوست داریم که از جاده ی
اشتباهی برویم و غم رو دور نزنیم فقط به خاطر اینکه تحمل
چند ثانیه دیرتر را نداریم غافل از اینکه جلوی این جاده یک
بلوک بزرگی است و شاید تو ان را نبینی و در دل خوشحال
هستی اما چشم که باز میکنی سرت به سنگ خورده است
سنگی از جنس غم همونی که به قول خودت راحت ازش
گذشتی حالا اگه خیلی بلدی راحت ازش بگذر حالا اون بلوک
رو بشکن اما مواظب باش که خودت آسیب نبینی مواظب باش
که به اطرافیانت یا ان ها که ان طرف بلوک هستند ضربه وارد
نکنی..
اگر از همون اول چند دقیقه صبر می کردی و از اون می
گذشتی حالا دیگر در جاده همواربودی
اره برای ما انسان ها لازم است که با ناراحتی ها یی روبرو
شویم که این بار بدانیم که کجا را اشتباه آمده ایم . لازم است
که غرورمان پای مال شود که این بار بفهمیم الان در کجا
قرار داریم و مقصد ما کجاست.
از این طرف یا اون طرف؟
سلام
میدونید چیه؟
از یه طرف ذات بدم بهم میگه درس نخون ازاون ورش ،طرف راست ذات بدم بهم میگه درس بخون . اگه بخوام درس نخونم گوش حرف ذات بدم کردم اگه بخوام درس بخونم گوش به حرف ذات مثلا خوبم کردم دوباره اگه بخوام درس نخونم ذات بدم رو خوشحال کردم از اون طرف اگه درس بخونم ذات خوبم خوشحال میشه و از طرف دیگه ذات بدم باهام قهر میکنه.اگه محلش نگذارم و در بعضی مواقع (منظورم بیشتر مواقع است) بهش احتیاج دارم(برای اذیت کردن معلمان عزیز و غیرقابل دوست داشتنی
) محلم نمیگذاره و من رو تنها میگذاره . اگه ذات بدم من رو تنها بگذاره اون وقت دنیا گلستان میشود اما من هنوز با ذات بدم آشتی هستم و میخوام که دنیا کویرش هم تبدیل به شوره زار بدتری بشه . پس بیایید همه دست در دست هم گوش به حرف ذات بدمان کنیم این جوری ذات خوبه که خوب هست هیچ چیزیش نمیشه اما ذات بدمان رو تقویت کردیم پس بدون نتیجه به این نتیجه رسیدم که درس نخونم (برای شادی روح پاک تنبل ها ).
نتیجه: نتیجه نداریم اما یه شعر خوب داریم.![]()
![]()
ای که امده ازعالم روحانی تفت
حیران شده درپنچ ، چهار، شش وهفت
می نوش ندانی ز کجـا آمــده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
علم فیزیک
علم فیزیک رفتار و اثر متقابل ماده و نیرو را مطالعه می کند. مفاهیم بنیادی پدیده های طبیعی تحت عنوان قوانین فیزیک مطرح می شوند. این قوانین به توسط علوم ریاضی فرمول بندی می شوند، بطوری که قوانین فیزیک و روابط ریاضی باهم در توافق بوده و مکمل هم هستند و دوتایی قادرند کلیه پدیده های فیزیکی را توصیف کنند.
تاریخچه علم فیزیک
از روزگار باستان مردم سعی می کردند رفتار ماده را بفهمند . و بدانند که : چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ چرا برخی مواد سنگینترند؟ و ... همچنین ، جهان ، تشکیل زمین و رفتار اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید برای همه معما بود.
قبل از ارسطو تحقیقاتی که مربوط به فیزیک می شد. بیشتر در زمینه نجوم صورت می گرفت. علت آن در این بود که لا اقل بعضی از مسائل فیزیک جدا کنند . در برابر سؤالاتی که پیشنهاد می شد که بیشتر آنها نادرست بود.
این تئوریهایی اغلب برگرفته از عبارتهای فلسفی بودند و هرگز بوسیله تجربه و آزمایش تحقیق نمی شدند و بعضی مواقع نیز جوابهایی داده می شد که لا اقل بصورت اجمالی و با تقریب کافی به نظر می رسید.
جهان به دو قسمت تقسیم می شد : جهان تحت فلک قمر و مابقی جهان . مسائل فیزیکی اغلب مربوط به جهان زیر ماه بود و مسائل نجومی مربوط به ماه و آن طرف ماه نیز «فیزیک ارسطو» یا بطور صحیحتر «فیزیک مشائی» بود که در چند کتاب مانند «فیزیک»«آسمان »«آثار جوی» «مکانیک»«کون و فساد» و حتی "مابعد الطبیعه" دیده میشود.
تا اینکه در قرن17 گالیه برای اولین بار به منظور قانونی کردن تئوری های فیزیک ، از آزمایش استفاده کرد.او تئوریهای را فرمول بندی کرد و چندین نتیجه از دینامیک و اینرسی را با موفقیت آزمایش کرد. پس از گالیله ،نیوتون ، قوانین معروف خود قوانین حرکت نیوتون را ارائه کرد که به خوبی با تجربه سازگار بودند.
بدین ترتیب فیزیک جایگاه علمی و عملی خود را یافت و روز به روز پبشرفت کرد ، مباحث آن گسترده تر شد،تا آنجا که قوانین آن از ریزترین ابعاد اتمی تا وسیعتریت ابعاد نجومی را شامل می شود. اکنون فیزیک مانند زنجیری محکم با بقیه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پیشرفت می باشد.
جاهل کیست؟
جهل مرکب چیست؟
اگر شما جواب ان را میدانید به من پاسخش را بگوید؟ (یعنی من جاهلم)![]()
بدترین جهل ، جهل مرکب است.
(سقراط)
درمورد رنگ این جمله فکر بد نکنید فقط میخواستم بهتربخونید(یعنی همه جوره قرمزته)![]()
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف ازگنبدگردون به جهانت![]()
آن کس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نما که بیش از این خفته نماند بداند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگــــــــان خــرک خویـــــش به مقصد رساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
درجـــهــل مـــرکـب ابـد دهــــر بــمــــــــانــد
به رسم ادب بدرود.![]()
سقراط
ارتباط نجوم با سایر علوم :
دانش نجوم به قدری گسترده می باشد که تقریبا می توان گفت در هر علمی جایی رابرای خود باز نموده است.
- نجوم و علوم اسلامی : پوشیده نیست که در دین مبین اسلام چقدر به دانش نجوم اهمیت داده شده است . قرآن کریم که برنامه انسان سازی است در بسیاری از آیات خودخود اشاراتی به آسمانها و کواکب و گردش آنها دارد که خداوند متعال آنها را از آیات و نشانه های خود معرفی می کند و ما را به تدبر و تعقل در این آیات دعوت می کند لذا بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که آموختن علم نجوم نقش بسزایی در اخلاق و رفتار انسانها خواهد گذاشت . همچینین در احکام عبادی اسلام نیز دانستن مقداری از علم نجوم واجب شمرده می شود مانند. دانستن اوقات نماز، رویت هلال ، خسوف و کسوف و .... .
- نجوم و ریاضیات : در نجوم هندسی و محاسبات اوقات و مواضع ستارگان و سیارات ، تنها ابزاری که بما کمک می کند علوم ریاضیت می باشد. همچنین در مباحثات کیهان شناسی ریاضیات در سطح بالا احتیاج می باشد.
- نجوم و شیمی : نجوم از لحاظ شناخت ساختار ستارگان و سیرات و ترکیبات مواد آنها با دانش شیمی مرتبط است و حتی با بررسی اجرام سماوی می توان به منشا ترکیبات شیمیایی درون زمین و ساختار عناصر و منشا حیات بر روی زمین پی برد .
- نجوم و تاریخ : برخی از واقعیتهای تاریخی را میتوان با محاسبات نجومی روشن ساخت و همچنین علم گاهشماری که دارای اهمیت زیادی در علوم تاریخی دارد بر عهده دانش نجوم است.
شاخه های علم نجوم
دانش نجوم بطور کلی دو قسم است. یک قسم مربوط به احکام نجوم است که در آن از تاثیر حرکات اجرام آسمانی بر انسانها و ساعات سعد و نحس بحث می شود:این علم از شاخه های قدیمی دانش نجوم بشمار می رود.
قسم دوم دانش نجوم که در اینجا به آن می پردازد ؛ این علم خود به دو شاخه قابل تقسیم است : یکی نجوم هندسی که از روابط هندسی و ریاضی بین اجرام آسمانی آن گونه که دیده می شوند بحث می کند و دیگری نجوم طبیعی و یا اخترشناسی است که از قوانین فیزیکی بین اجرام آسمانی آن گونه که واقعیت دارند بحث می کند. این شاخه از علم نجوم خود موضوعات مختلفی را در بر می گیرد، از ذرات بنیادین گرفته تا کل مجموعه کیهانی.
هدف از آموختن علم نجوم
در قدیم انگیزه هایی برای فرا گیری دانش نجوم وجود داشت و معمولا دانش نجوم به عنوان ابزاری جهت اهداف دیگر مورد توجه قرار می گرفت . برخی برای معاش و کشاورزی ، برخی جهت پرستش و انجام مراسم عبادی و برخی برای پیشگویی و طالع بینی به دانش نجوم روی آوردند.
اما اکنون علم نجوم به عنوان یک علم اصالی مورد توجه قرار می گیرد و هدف از آن نرسیم آرام و قرار نداریم.
هدف نهایی در میان دانشمندان رسیدن به وحدت علوم و نیروهای طبیعت است و همین است که آنها را به دانش نجوم بیش از پیش وا می دارد.
هرچه واقعیتهای بیشتری از نظامی هستی برای ما مکشوف شود بر تحیر ما افزوده می شود و اشتیاق ما را به یافتن واقعیتهای دیگر و منشا آنها بیشتر می کند. بنابراین می توان گفت دانش نجوم وسیله ای است برای رسیدن به حقیقت اما ورود در حقیقت از عهده این علم خارج است.
تعریف علم نجوم






من سرکار خانم فرشیما هستم این وبلاگ را به پدرم تقدیم میکنم که هم چون خورشید در اسمان قلب من میدرخشد و من تنها سیاره ی هستم که نور او را منعکس میکند.